تعریف جامع عسل که در سال ۱۹۰۶ در آمریکا ارائه شد عبارت است از : ترشح مواد قندی درختان و شهد گل نباتات که توسط زنبوران عسل جمع آوری، تغییر یافته و درون سلول های قاب ذخیره می شوند را عسل می گویند. گذشتگان آن را مظهر پاکی و خلوص و نشانه قدرت می دانستند و در یونان و روم باستان مظهر برکت، عشق و زیبایی بود و مالیات خود را بر اساس آن می پرداختند. زنبور برای تهیه عسل، شهد گل های مختلف را جمع آوری می کند. جالب است بدانید برای تولید هر کیلوگرم عسل، زنبور باید ۲ میلیون بار روی گل ها بنشیند و شهد آنها را جمع آوری کند. بنابراین تهیه عسل کار بسیار دشواری است و هر زنبور عسل در طول عمر ۶ تا ۸ هفته ای خود تنها یک قاشق مرباخوری از آن را تهیه می کند. در کندوی زنبور نوعی عسل هم برای تغذیه ملکه تهیه می شود که “اکسیر طول عمر” نامیده می شود.
Como Shambhala نام هتلی است که مناظر زیبای جزیره بالی اندونزی اون رو احاطه کرده. هماهنگی طراحی مدرن با معماری سنتی، استفاده از سبک های ملی در یک مکان سبز جنگلی و رعایت شرایط مختلف در طراحی این هتل باعث شده تا هر گردشگری که به اندونزی میره نتونه از اینجا صرفنظر کنه
خودروی مسروقه نیکبخت واحدی پیدا شد و پس از مراحل اداری به او برگردانده میشود.
خودروی بنز نیکبخت که پیش از این از پارکینگ منزلش دزدیده شده بود، بعد از تصادف با چند عابر کشف و سارق دستگیر شد.
روز گذشته ۷ تیر این بازیکن با حضور در پاسگاه خیابان نیلوفر، خودرو و سارق را شناسایی کرد و پس از طی مراحل اداری خودرو به وی بازگردانده میشود.
این بازیکن مدعی شد برای شناسایی و اطمینان از اینکه وی صاحب خودرو است باید در پاسگاه پلیس حاضر شود و پس از تأیید مالکیت خودرو به او بازگردانده میشود.
منبع: باشگاه خبرنگاران
گردآوری:گروه اینترنتی کلیشه
مرد خیاطی کوزه ای عسل در دکانش داشت.یک روز می خواست دنبال کاری برود. به شاگردش گفت:این کوزه پر از زهر است!مواظب باش آن را
دست نزنی!شاگرد که می دانست استادش دروغ می گوید حرفی نزد و استادش رفت.شاگردهم پیراهن یک مشتری را بر داشت و به دکان نانوایی رفت و آن را به مرد نانوا داد و دو نان داغ و تازه گرفت وبعد به دکان برگشت و تمام عسل را با نان خورد و کف دکان دراز کشید.خیاط ساعتی نگذشته بود که بازگشت و با حیرت از شاگردش پرسید:چرا خوابیده ای؟
شاگرد ناله کنان پاسخ داد: تو که رفتی من سرگرم کار بودم،دزدی آمد و یکی از پیراهن ها را دزدید و رفت.وقتی من متوجه شدم،از ترس تو، زهر توی کوزه را خوردم و دراز کشیدم تا بمیرم و از کتک خوردن و تنبیه آسوده شوم!








